مرتضى مطهرى
74
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
افرادى كه خيال كنند منطق الهيون اين است و [ بگويند ] اگر اين جور است پس درست نيست . در كتاب راه طى شده يك فصلى دارد تحت عنوان « توحيد » . در آن فصل ، اوّل يك اشارهء خيلى مختصرى به تاريخ توحيد و در واقع تاريخ اديان [ شده ] كه مثلا بشر از اول حالت دينىاش چه بوده است ؟ آيا اوّل بتپرست بوده يا نه ؟ كه حالا ما عجالتا به آن حرفها كارى نداريم . و يك بحث بسيار مختصرى هم در تاريخ علم و فلسفه مىكنند تا مطلب را مىرسانند به قرون جديد و تحولى كه در قرون جديد پيش آمد و اين تحول چگونه با دين تصادم كرد و ضربه به دين زد ، مىرسد به اينجا : « خلاصه آنكه علم ضربهء بزرگى بر پيكر دين زد . » بعد مىگويند : « اما كدام دين ؟ دين كشيشها و آخوندها ، دين تحريفشدهء كسانى كه طبيعتى و ما وراء طبيعتى قائلند ، آنها كه دين را ممزوج با افكار قديمى و تابع علوم و فلسفهء غلط يونان نمودهاند . » تا آنجا كه مىگويند « اينها نگرانى ندارد ، زيرا همين علم كه به اينها ضربه زد ، به آن چيزى كه اساس علم بود ضربه كه نزد سهل است ، تقويت و تأييد كرد كه خود توحيد باشد » كه البته ما هم اين آخرى را قبول داريم ، علم به اساس دين كه توحيد است نه تنها ضربه نزد ، آن را تأييد كرد ، همين راهى كه عرض كردم . منتها اين را اين جور تقرير مىكنند كه همان مسألهء علت فاعلى مىشود . حالا علم چگونه توحيد را تأييد كرده ؟ به اين بيان : « اگر از يك دانشمند بپرسيد علم چيست ؟ بالاخره خواهد گفت علم يعنى بيان روابطى كه در طبيعت ما بين علل و معلولهاى مشهود وجود دارد ( 1 ) . هر محققى كه در آزمايشگاه سر گرم تجربيات مىشود و متفكرى كه در اوضاع اجتماع خود غور مىنمايد ، هدفى جز اين ندارد كه اوّلا حوادث و قضاياى طبيعت را موشكافى كرده ، دقيقا بشناسد و ثانيا ريشهء اين حوادث و قضايا و ارتباطى را كه ما بين آنها وجود دارد
--> ( 1 ) . اصل عليت ، همان رابطهاى كه ميان هر معلولى و علت فاعلى آن است .